آرشیو : شعر

این دردها به درد دل من نمی‌خورند این‌حرف‌ها به درد سرودن نمی‌خورند

این دردها به درد دل من نمی‌خورند این‌حرف‌ها به درد سرودن نمی‌خورند

این دردها به درد دل من نمی‌خورند این‌حرف‌ها به درد سرودن نمی‌خورند شیواست واژه‌های رخ و زلف و خط و خال اما به شیوه‌ی غزل ...

ادامه مطلب
به شاخه‌های بلندت کبوترانه پریدم فرشته نیستم آری! ببین! سیاه و سپیدم

به شاخه‌های بلندت کبوترانه پریدم فرشته نیستم آری! ببین! سیاه و سپیدم

به شاخه های بلندت کبوترانه پریدم فرشته نیستم آری! ببین! سیاه و سپیدم فرشته عشق نداند، فرشته سیب نچیند منم که دیده ندیده، نچیده چیده ...

ادامه مطلب
رقصانده در پیراهنم حوا هوویش را زاییده درمن بچه های تندخویش را

رقصانده در پیراهنم حوا هوویش را زاییده درمن بچه های تندخویش را

رقصانده در پیراهنم حوا هوویش را زاییده درمن بچه های تندخویش را هابیل را بر کتف سمت راستم زایید سمت چپم قابیل های کینه جویش ...

ادامه مطلب
من نمی‌دانم جنون شعله‌تاب کیستم  شاعر بدمستی چشم خراب کیستم

من نمی‌دانم جنون شعله‌تاب کیستم شاعر بدمستی چشم خراب کیستم

من نمی‌دانم جنون شعله‌تاب کیستم شاعر بدمستی چشم خراب کیستم شور آتش‌مشربی‌های کدامین شرقی‌ام؟ یک نفر با من بگوید آفتاب کیستم ضجه‌هایم لرزه بر ارکان ...

ادامه مطلب
به روی ساغر چشمش، خطی مورب داشت دو جام ـ جای دو چشم ـ از نگه، لبالب داشت!

به روی ساغر چشمش، خطی مورب داشت دو جام ـ جای دو چشم ـ از نگه، لبالب داشت!

به روی ساغر چشمش، خطی مورب داشت دو جام ـ جای دو چشم ـ از نگه، لبالب داشت! بديع ـ مثل ژوكوند ـ از دريچه‌ی ...

ادامه مطلب
گوشه گیری کن ولیکن شاد باش در قفس بنشین ولی آزاد باش

گوشه گیری کن ولیکن شاد باش در قفس بنشین ولی آزاد باش

گوشه گیری کن ولیکن شاد باش در قفس بنشین ولی آزاد باش ای پرنده از بلندیها نترس پر بگیر و سرنشین باد باش جای اینکه ...

ادامه مطلب
ای دل ریش مرا با لب تو حق نمک حق نگه دار که من می‌روم الله معک

ای دل ریش مرا با لب تو حق نمک حق نگه دار که من می‌روم الله معک

ای دل ریش مرا با لب تو حق نمک حق نگه دار که من می‌روم الله معک تویی آن گوهر پاکیزه که در عالم قدس ...

ادامه مطلب
ای خوشا شادی آغاز و خوشا صبح دما ای خوشا جاده و در جاده نهادن قدما

ای خوشا شادی آغاز و خوشا صبح دما ای خوشا جاده و در جاده نهادن قدما

ای خوشا شادی آغاز و خوشا صبح دما ای خوشا جاده و در جاده نهادن قدما ای خوشا رفتن و رفتن ،تک و تنها رفتن ...

ادامه مطلب
زبانه می‌کشد آتش‌ها، دوباره در تن بیمارم که بی‌تو در شب تنهایی، جنون شده است پرستارم

زبانه می‌کشد آتش‌ها، دوباره در تن بیمارم که بی‌تو در شب تنهایی، جنون شده است پرستارم

زبانه می‌کشد آتش‌ها، دوباره در تن بیمارم که بی‌تو در شب تنهایی، جنون شده است پرستارم جدال عقل و جنون یک ‌شب، شکست طاق سرایم ...

ادامه مطلب
کسی نیامد و از حالِ من خبر نگرفت مقابلِ صفِ اندوهِ من سپر نگرفت

کسی نیامد و از حالِ من خبر نگرفت مقابلِ صفِ اندوهِ من سپر نگرفت

کسی نیامد و از حالِ من خبر نگرفت مقابلِ صفِ اندوهِ من سپر نگرفت کسی نیامد و از دست‌های مردمِ خشم شنید خم شدنم را ...

ادامه مطلب
قالب تفریحی